<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>خاک آسمانی</title>
		<link>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>دلم گرفته حسین جانم</title>
			<link>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/دلم-گرفته-حسین-جانم</link>
			<pubDate>13:58:00 +0430 شنبه، 2 شهریور 1398</pubDate>			<dc:creator>زينب گل محمدي سامبران</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>
<category domain="alt">جا مانده ی قافله ی کربلا</category>
<category domain="alt">صدای پای ارباب</category>
<category domain="alt">سلاممان را به ارباب برسان</category>			<guid isPermaLink="false">802437@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;سلام &lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/baranepaeezei/quick-uploads/?mtime=1538646690&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;بر خون خدا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلام بر رحمه‌الله‌ الواسعه&lt;br /&gt;سلام بر نور چشم رسول اکرم صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم&lt;br /&gt;سلام بر فرزند شهید امیرالمومنین، علی علیه‌السلام و بی‌بی فاطمه زهرا ‌سلام‌ الله‌ علیها&lt;br /&gt;سلام بر شافع روز جزا&lt;br /&gt;سلام بر آن که ملائک در عزایش می‌گریند&lt;br /&gt;سلام بر کسى که بیعتش را شکستند&lt;br /&gt;سلام بر آقایى که حامى دیگران بود و خود بی‌یاور ماند&lt;br /&gt;سلام بر محاسن خضاب شده‏‌اش&lt;br /&gt;سلام بر چهره به خاک و خون آلوده‏‌اش&lt;br /&gt;سلام بر دندان کوبیده‏ مولا با چوب خیزران و چوب‌دستی عبیدالله ملعون&lt;br /&gt;سلام بر سر مقدسی که بر فراز نیزه عدوان زده شد&lt;br /&gt;سلام بر تشنگى کشیده در کنار نهر آب&lt;br /&gt;سلام بر حسین (ع) و فرزندان فرزانه و اصحاب عزیزش&lt;br /&gt;و سلام بر دشت تفتیده عشق!&lt;br /&gt;سلام بر میدان عشق‌بازی یاران عاشق دل‌باخته کوى معشوق&lt;br /&gt;سلام بر تو اى کربلا&lt;br /&gt;سلام بر تو اى دشت پر بلا&lt;br /&gt;سلام مرا با گلوى بغض فروخورده‌ات و چشمان مواج از دریاچه اشک دل‌تنگی‌ات و با جگر سوخته‏‌ات و قلب پاره‌پاره‌ات پاسخ‌گو&lt;br /&gt;کربــلا! می‌خواهم که با تو سخن بگویم!&lt;br /&gt;می‌‏خواهم بقچه حرف‌هاى بر دوش مانده‏‌ام را براى تو پهن کنم؛ نمى‏‌دانم، نمى‏‌دانم تاب شنیدن حرف‌هایم را دارى یا نه؟ با تو سخن می‌گویم، تویی که آن محزون‌ترین روز را در خود دیدی! تویی که از غم مولایت از ازل تا به ابد عزاداری!&lt;br /&gt;کربلا، از غروب عاشورا بگو&amp;#8230;&lt;br /&gt;براستی آن روز چه کشیدی؟ شنیده‌ام که غروب روز عاشورا براى تو سخت التهاب‌آور بود؟&lt;br /&gt;یقین دارم که اگر در اسارت خاک نبودی هر آن لباس رزم بر تن می‌کردی و غران و آتش‌فشان بار، بر آن ملعونان و نفرین‌شدگان ابدی، حمله می‌بردی!&lt;br /&gt;کربلا! بگو که آن سه روز و دو شبى که پیکرهاى شقایق رنگ قافله عشق بر پیشانى پینه‌ بسته‌ات میهمان بودند با آنان چه‌ها گفتى؟&lt;br /&gt;کربلا، برایم از اصحاب بگو! آنان که باوفاترین اصحاب تاریخ بودند. از چهره‌های برافروخته و هیجان‌زده‌شان برای تکه تکه شدن در راه حسین (ع) بگو&amp;#8230;&lt;br /&gt;کربلا! از علی‌اکبر (ع) بگو که شبیه‌ترین بنی‌هاشم به رسول‌الله (ص) بود، آن‌قدر که آن ملعونان لحظه‌ا‌ی پنداشتند مبادا رسول خدا (ص) به میدان آمده! از داغ شهادت فرزند بگو؛ چگونه قلب سیدالشهدا (ع) را جریحه‌دار کرد! از آن لحظه‌ای بگو که آقا از روی اسب میدان را تماشا می‌کرد، پی‌درپی با هر ضربه علی (ع) می‌گفت ماشاءالله! لا حول و لا قوه الا بالله! و به یک‌باره ذکر لبش شد:&lt;br /&gt;«انا لله و انا الیه راجعون!»&lt;br /&gt;از لحظه‌ای بگو که سر در کنار پیکر دردانه‌اش گذاشت و ملتمسانه منتظر بود تا فرزند، بار دیگر پدر را صدا بزند! از پیکر مثله شده و اربا اربا شده عزیز زهرا (س) بگو! بگو برایم چگونه جوانان بنی‌هاشمی بدن علی اکبر (ع) را به خیمه‌ها بازگرداندند! بگو&amp;#8230;&lt;br /&gt; کربلا، از قاسم (ع) که امانت برادر بود بگو! از پسربچه‌ای که خطاب به عمویش شهادت را «احلی من العسل» خواند! او که هیچ لباس رزمی اندازه تنش یافت نمی‌شد! از لحظه وداع برادرزاده با عمویی بگو که برایش پدر بود! از نبرد حیدری فرزند مجتبی (ع) بگو و از پیکر قد کشیده‌اش پس از شهادت&amp;#8230;&lt;br /&gt;کربلا، از باب الحوائج شش ماهه، مظلوم‌ترین مظلوم تاریخ بگو! از علی‌اصغر (ع) آن طفل شیرخواره‌ای که آن دم که نوای «هل من ناصر ینصرنی» پدر را شنید، خود را از گهواره بیرون پرت کرد تا به یاری پدر غریبش بپیوندد! بگو که چگونه تیر سه شعبه گلوی نازنینش را درید و او را در آغوش پدر شهید کرد&amp;#8230;&lt;br /&gt;کربلا بگو: «سقاى تشنه‌لب‏» یعنی چه؟ آیا عجیب نیست؟ مى‌‏دانم که در حافظه‏‌ات این تصویر مانده است، آن‌جا که سقایى تشنه‌لب بر لب آب جان به جانان تقدیم کند. از آن لحظه‌ای بگو که فاطمه زهرا (س) ناله می‌زد: «وای پسرم!» از اولین و آخرین باری بگو که قمر بنی‌هاشم، مولایش را برادر خطاب کرد! از داغ زاده‌‌ ام‌البنین (س) بگو که کمر مولا را شکست! از لحظه‌ای بگو که امام حسین (ع) دستان بریده عباس (ع) را در آغوش گرفته بود و می‌بوسید! از آن لحظه‌ای که آقا به‌سوی خیمه‌ها رفت و پرچم خیمه عمو را پایین کشید، ناله اهل حرم بلند شد و امیدشان ناامید! حرم&amp;#8230;عمو&amp;#8230;آب&amp;#8230;عطش&amp;#8230;!&lt;br /&gt;کربلا بگو آیا یادت هست که خیل خصم سر کبوتر قافله‌سالار عشق را بر سرنیزه کردند و با خود بردند؛ ولى هنوز دشت پر از نور و صفا بود؟ خیمه‏‌هاى اهل حرم را به آتش کشیدند تا شاید خشم و غضبشان فرو نشیند و غافل از این‌که آه طفلان حرم باز آنان را به آتش خواهد کشانید!&lt;br /&gt;کربلا از دل ام‌المصائب (س) بگو! از حرقه قلب دخت امیرالمونین (ع) بگو که چگونه آتش‌ گرفته بود و زبانه‏‌هاى جان‌سوز غم سنگین‌ دل زینب (س) همچنان و پس از سال‌ها گذر از آن واقعه، دل اهل ولاى على (ع) را به درد مى‏‌آورد. کربلا برایم از سخت‌ترین و عاشقانه‌ترین خداحافظی تاریخ بگو. آن دم که امام حسین (ع) برای آخرین بار به خیمه خواهر رفت.&lt;br /&gt;کربلا می‌دانم دردکشیده و غم‌دیده‌ای؛ ولی تو هیچ‌گاه سوخته آتش فراق مولا نبودی! کربلا تو تازیانه و سیلی نخورده‌ای! تو غم غربت نچشیده‌ای! تو سرپرست کاروان یتیمان و رنج‌کشیده‌ترین طفلان تاریخ نبودی! ای کربلا امان از دل زینب (س)! امان از دل زینب (س)! امان از دل زینب (س) که چه گذشت بر او!&lt;br /&gt;این‌ها را من برایت می‌گویم؛ می‌دانی در شام، آن ملعون منحوس طلعت، برای رقیه (س) چه هدیه‌ای فرستاد؟ می‌دانی&amp;#8230;&lt;br /&gt;آه! آه! آه! این‌ها را ندیدی؛ ولی من طاقت ادامه ندارم! نمی‌خواهم روضه‌خوان تو باشم‌ که نه تو تاب شنیدن داری و نه من تاب گفتن!&lt;br /&gt; کربلا تو از روز ازل از خورشید حسین (ع) سوختی و در عزایش خون گریستی، شاید به همین خاطر باشد که آن‌قدر سوزانی و خشک!&lt;br /&gt;ای کربلا تو بزرگ‌ترین مصیبت تاریخ را کشیده‌ای. مصیبتی به وسعت زمین و آسمان‌ها و به پاداش این داغ بزرگ، خداوند بر تو منت نهاد و پیکر دردانه‌اش را در تو جای داد تا مرهم غمت باشد و تو افضل سرزمین‌های عالم شدی و تو را با خاک تفوق داد! ای کربلا تو خاک نیستی، اگر نه خوردنت مستحب نبود!&lt;br /&gt;کربلا نامت را که بر زبان جارى مى‏‌کنم سیل اشک از دیدگانم جارى مى‏‌شود؛ نمى‏‌دانم و واقعا هم نمى‏‌دانم چه سرى در این میان نهفته است، در حیرتم که کام جان تو از فرط تشنگى خشک خشک است؛ ولى دل من از دورى روى تو و از زمزمه نام تو به دیدگانم فرمان سیل اشک مى‏‌دهد و&amp;#8230;&lt;br /&gt;تو خود بگو چه رازى در این میان نهفته است؟&lt;br /&gt;کربلا، مدت‌هاست در آرزوى دیدار تو مى‏‌سوزم و مى‏‌سازم&lt;br /&gt;کربلا عطش استشمام بوی سیب وجودم را ذوب می‌کند&lt;br /&gt;کربلا تو خود عنایتى کن و مرا به آستانت ‏بخوان&lt;br /&gt;کربلا جواب سلامم را بده با هر زبانى که تو را بیشتر رضاست!&lt;br /&gt;و ای کربلا! می‌دانم تو هم مثل ما منتظری! منتظر منتقم خون حسین (ع)!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;الهی انشدک بدم المظلوم! الهی انشدک بدم المظلوم! الهی انشدک بدم المظلوم…&lt;br /&gt;عجل لولیک الفرج&lt;br /&gt;عجل لولیک الفرج&lt;br /&gt;عجل لولیک الفرج&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/دلم-گرفته-حسین-جانم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام <img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/baranepaeezei/quick-uploads/?mtime=1538646690" alt="" />بر خون خدا</p>
<p>سلام بر رحمه‌الله‌ الواسعه<br />سلام بر نور چشم رسول اکرم صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم<br />سلام بر فرزند شهید امیرالمومنین، علی علیه‌السلام و بی‌بی فاطمه زهرا ‌سلام‌ الله‌ علیها<br />سلام بر شافع روز جزا<br />سلام بر آن که ملائک در عزایش می‌گریند<br />سلام بر کسى که بیعتش را شکستند<br />سلام بر آقایى که حامى دیگران بود و خود بی‌یاور ماند<br />سلام بر محاسن خضاب شده‏‌اش<br />سلام بر چهره به خاک و خون آلوده‏‌اش<br />سلام بر دندان کوبیده‏ مولا با چوب خیزران و چوب‌دستی عبیدالله ملعون<br />سلام بر سر مقدسی که بر فراز نیزه عدوان زده شد<br />سلام بر تشنگى کشیده در کنار نهر آب<br />سلام بر حسین (ع) و فرزندان فرزانه و اصحاب عزیزش<br />و سلام بر دشت تفتیده عشق!<br />سلام بر میدان عشق‌بازی یاران عاشق دل‌باخته کوى معشوق<br />سلام بر تو اى کربلا<br />سلام بر تو اى دشت پر بلا<br />سلام مرا با گلوى بغض فروخورده‌ات و چشمان مواج از دریاچه اشک دل‌تنگی‌ات و با جگر سوخته‏‌ات و قلب پاره‌پاره‌ات پاسخ‌گو<br />کربــلا! می‌خواهم که با تو سخن بگویم!<br />می‌‏خواهم بقچه حرف‌هاى بر دوش مانده‏‌ام را براى تو پهن کنم؛ نمى‏‌دانم، نمى‏‌دانم تاب شنیدن حرف‌هایم را دارى یا نه؟ با تو سخن می‌گویم، تویی که آن محزون‌ترین روز را در خود دیدی! تویی که از غم مولایت از ازل تا به ابد عزاداری!<br />کربلا، از غروب عاشورا بگو&#8230;<br />براستی آن روز چه کشیدی؟ شنیده‌ام که غروب روز عاشورا براى تو سخت التهاب‌آور بود؟<br />یقین دارم که اگر در اسارت خاک نبودی هر آن لباس رزم بر تن می‌کردی و غران و آتش‌فشان بار، بر آن ملعونان و نفرین‌شدگان ابدی، حمله می‌بردی!<br />کربلا! بگو که آن سه روز و دو شبى که پیکرهاى شقایق رنگ قافله عشق بر پیشانى پینه‌ بسته‌ات میهمان بودند با آنان چه‌ها گفتى؟<br />کربلا، برایم از اصحاب بگو! آنان که باوفاترین اصحاب تاریخ بودند. از چهره‌های برافروخته و هیجان‌زده‌شان برای تکه تکه شدن در راه حسین (ع) بگو&#8230;<br />کربلا! از علی‌اکبر (ع) بگو که شبیه‌ترین بنی‌هاشم به رسول‌الله (ص) بود، آن‌قدر که آن ملعونان لحظه‌ا‌ی پنداشتند مبادا رسول خدا (ص) به میدان آمده! از داغ شهادت فرزند بگو؛ چگونه قلب سیدالشهدا (ع) را جریحه‌دار کرد! از آن لحظه‌ای بگو که آقا از روی اسب میدان را تماشا می‌کرد، پی‌درپی با هر ضربه علی (ع) می‌گفت ماشاءالله! لا حول و لا قوه الا بالله! و به یک‌باره ذکر لبش شد:<br />«انا لله و انا الیه راجعون!»<br />از لحظه‌ای بگو که سر در کنار پیکر دردانه‌اش گذاشت و ملتمسانه منتظر بود تا فرزند، بار دیگر پدر را صدا بزند! از پیکر مثله شده و اربا اربا شده عزیز زهرا (س) بگو! بگو برایم چگونه جوانان بنی‌هاشمی بدن علی اکبر (ع) را به خیمه‌ها بازگرداندند! بگو&#8230;<br /> کربلا، از قاسم (ع) که امانت برادر بود بگو! از پسربچه‌ای که خطاب به عمویش شهادت را «احلی من العسل» خواند! او که هیچ لباس رزمی اندازه تنش یافت نمی‌شد! از لحظه وداع برادرزاده با عمویی بگو که برایش پدر بود! از نبرد حیدری فرزند مجتبی (ع) بگو و از پیکر قد کشیده‌اش پس از شهادت&#8230;<br />کربلا، از باب الحوائج شش ماهه، مظلوم‌ترین مظلوم تاریخ بگو! از علی‌اصغر (ع) آن طفل شیرخواره‌ای که آن دم که نوای «هل من ناصر ینصرنی» پدر را شنید، خود را از گهواره بیرون پرت کرد تا به یاری پدر غریبش بپیوندد! بگو که چگونه تیر سه شعبه گلوی نازنینش را درید و او را در آغوش پدر شهید کرد&#8230;<br />کربلا بگو: «سقاى تشنه‌لب‏» یعنی چه؟ آیا عجیب نیست؟ مى‌‏دانم که در حافظه‏‌ات این تصویر مانده است، آن‌جا که سقایى تشنه‌لب بر لب آب جان به جانان تقدیم کند. از آن لحظه‌ای بگو که فاطمه زهرا (س) ناله می‌زد: «وای پسرم!» از اولین و آخرین باری بگو که قمر بنی‌هاشم، مولایش را برادر خطاب کرد! از داغ زاده‌‌ ام‌البنین (س) بگو که کمر مولا را شکست! از لحظه‌ای بگو که امام حسین (ع) دستان بریده عباس (ع) را در آغوش گرفته بود و می‌بوسید! از آن لحظه‌ای که آقا به‌سوی خیمه‌ها رفت و پرچم خیمه عمو را پایین کشید، ناله اهل حرم بلند شد و امیدشان ناامید! حرم&#8230;عمو&#8230;آب&#8230;عطش&#8230;!<br />کربلا بگو آیا یادت هست که خیل خصم سر کبوتر قافله‌سالار عشق را بر سرنیزه کردند و با خود بردند؛ ولى هنوز دشت پر از نور و صفا بود؟ خیمه‏‌هاى اهل حرم را به آتش کشیدند تا شاید خشم و غضبشان فرو نشیند و غافل از این‌که آه طفلان حرم باز آنان را به آتش خواهد کشانید!<br />کربلا از دل ام‌المصائب (س) بگو! از حرقه قلب دخت امیرالمونین (ع) بگو که چگونه آتش‌ گرفته بود و زبانه‏‌هاى جان‌سوز غم سنگین‌ دل زینب (س) همچنان و پس از سال‌ها گذر از آن واقعه، دل اهل ولاى على (ع) را به درد مى‏‌آورد. کربلا برایم از سخت‌ترین و عاشقانه‌ترین خداحافظی تاریخ بگو. آن دم که امام حسین (ع) برای آخرین بار به خیمه خواهر رفت.<br />کربلا می‌دانم دردکشیده و غم‌دیده‌ای؛ ولی تو هیچ‌گاه سوخته آتش فراق مولا نبودی! کربلا تو تازیانه و سیلی نخورده‌ای! تو غم غربت نچشیده‌ای! تو سرپرست کاروان یتیمان و رنج‌کشیده‌ترین طفلان تاریخ نبودی! ای کربلا امان از دل زینب (س)! امان از دل زینب (س)! امان از دل زینب (س) که چه گذشت بر او!<br />این‌ها را من برایت می‌گویم؛ می‌دانی در شام، آن ملعون منحوس طلعت، برای رقیه (س) چه هدیه‌ای فرستاد؟ می‌دانی&#8230;<br />آه! آه! آه! این‌ها را ندیدی؛ ولی من طاقت ادامه ندارم! نمی‌خواهم روضه‌خوان تو باشم‌ که نه تو تاب شنیدن داری و نه من تاب گفتن!<br /> کربلا تو از روز ازل از خورشید حسین (ع) سوختی و در عزایش خون گریستی، شاید به همین خاطر باشد که آن‌قدر سوزانی و خشک!<br />ای کربلا تو بزرگ‌ترین مصیبت تاریخ را کشیده‌ای. مصیبتی به وسعت زمین و آسمان‌ها و به پاداش این داغ بزرگ، خداوند بر تو منت نهاد و پیکر دردانه‌اش را در تو جای داد تا مرهم غمت باشد و تو افضل سرزمین‌های عالم شدی و تو را با خاک تفوق داد! ای کربلا تو خاک نیستی، اگر نه خوردنت مستحب نبود!<br />کربلا نامت را که بر زبان جارى مى‏‌کنم سیل اشک از دیدگانم جارى مى‏‌شود؛ نمى‏‌دانم و واقعا هم نمى‏‌دانم چه سرى در این میان نهفته است، در حیرتم که کام جان تو از فرط تشنگى خشک خشک است؛ ولى دل من از دورى روى تو و از زمزمه نام تو به دیدگانم فرمان سیل اشک مى‏‌دهد و&#8230;<br />تو خود بگو چه رازى در این میان نهفته است؟<br />کربلا، مدت‌هاست در آرزوى دیدار تو مى‏‌سوزم و مى‏‌سازم<br />کربلا عطش استشمام بوی سیب وجودم را ذوب می‌کند<br />کربلا تو خود عنایتى کن و مرا به آستانت ‏بخوان<br />کربلا جواب سلامم را بده با هر زبانى که تو را بیشتر رضاست!<br />و ای کربلا! می‌دانم تو هم مثل ما منتظری! منتظر منتقم خون حسین (ع)!<br /> <br />الهی انشدک بدم المظلوم! الهی انشدک بدم المظلوم! الهی انشدک بدم المظلوم…<br />عجل لولیک الفرج<br />عجل لولیک الفرج<br />عجل لولیک الفرج</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/دلم-گرفته-حسین-جانم">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/دلم-گرفته-حسین-جانم#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=802437</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>شهید بی سر</title>
			<link>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/شهید-بی-سر-9</link>
			<pubDate>13:19:00 +0330 پنجشنبه، 12 مهر 1397</pubDate>			<dc:creator>زينب گل محمدي سامبران</dc:creator>
			<category domain="alt">جا مانده ی قافله ی کربلا</category>
<category domain="alt">صدای پای ارباب</category>
<category domain="main">سلاممان را به ارباب برسان</category>			<guid isPermaLink="false">670685@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/baranepaeezei/quick-uploads/_-_-_.png&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;555&quot; height=&quot;555&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #00ccff;&quot;&gt;چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #00ccff;&quot;&gt;بچه م سرش می رفت ولی قولش نمی رفت …&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/شهید-بی-سر-9&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/baranepaeezei/quick-uploads/_-_-_.png" alt="" width="555" height="555" /></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #00ccff;">چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت :</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #00ccff;">بچه م سرش می رفت ولی قولش نمی رفت …</span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/شهید-بی-سر-9">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/شهید-بی-سر-9#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=670685</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>شهدا رفته اند و ما جا مانده ایم...</title>
			<link>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/شهدا-رفته-اند-و-ما-جا-مانده-ایم</link>
			<pubDate>13:11:00 +0330 پنجشنبه، 12 مهر 1397</pubDate>			<dc:creator>زينب گل محمدي سامبران</dc:creator>
			<category domain="main">جا مانده ی قافله ی کربلا</category>			<guid isPermaLink="false">670683@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/baranepaeezei/quick-uploads/ainh-vtjkn-m-lh-h-lhkni-hdl.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;640&quot; height=&quot;640&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;اسیر زمان شده ایم!&lt;br /&gt;مرکب شهادت &lt;br /&gt;از افق می آید تا سوار خویش را به سفر ابدی کربلا ببرد.&lt;br /&gt;اما ما واماندگان وادی حیرانی هنوز بین عقل و عشق! جامانده ایم.!!!&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/شهدا-رفته-اند-و-ما-جا-مانده-ایم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/baranepaeezei/quick-uploads/ainh-vtjkn-m-lh-h-lhkni-hdl.jpg" alt="" width="640" height="640" /></p>
<p style="text-align: center;">اسیر زمان شده ایم!<br />مرکب شهادت <br />از افق می آید تا سوار خویش را به سفر ابدی کربلا ببرد.<br />اما ما واماندگان وادی حیرانی هنوز بین عقل و عشق! جامانده ایم.!!!</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/شهدا-رفته-اند-و-ما-جا-مانده-ایم">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/شهدا-رفته-اند-و-ما-جا-مانده-ایم#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=670683</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>صدای کاروان ارباب ...</title>
			<link>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/صدای-کاروان-ارباب-1</link>
			<pubDate>00:36:00 +0430 یکشنبه، 25 شهریور 1397</pubDate>			<dc:creator>زينب گل محمدي سامبران</dc:creator>
			<category domain="main">صدای پای ارباب</category>			<guid isPermaLink="false">665624@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/baranepaeezei/quick-uploads/p665624/r7so9.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;487&quot; height=&quot;487&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;صدای قدم های مهربانت کوچه ی دلم را پر کرده است&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;قلبم با شنیدن صدای کاروانت پر می کشد محرم آمد &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;محرم آمد تا بگوید حسین فراموش نشدنی است &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;آمد تا بگوید: هیهات من الذله&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;حسینم&amp;#8230; این بار مرا با خود به دیار عاشقانه خود ببر&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;بگذار من هم بوی بهشت را از سرزمین کربلا حس کنم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;خودم ندیدم اما می گویند حال و هوای عجیبی دارد &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;می گویند آدمی عاشقتر می شود&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;حسینم&amp;#8230; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;تو را قسم به ماه محرم  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;به همین ماه عزیز مرا باخود ببر &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;بعد از این دنیای تنگ و دلگیر&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;دیگر نمی توانم آسوده باشم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;منتظر می مانم &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;می دانم صدایم می کنی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;&quot;&gt;اگر دلم به سویت پر بکشد&amp;#8230;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/صدای-کاروان-ارباب-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;"><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/baranepaeezei/quick-uploads/p665624/r7so9.jpg" alt="" width="487" height="487" /></span></p>
<p style="text-align: center;"> </p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">صدای قدم های مهربانت کوچه ی دلم را پر کرده است</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">قلبم با شنیدن صدای کاروانت پر می کشد محرم آمد </span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">محرم آمد تا بگوید حسین فراموش نشدنی است </span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">آمد تا بگوید: هیهات من الذله</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">حسینم&#8230; این بار مرا با خود به دیار عاشقانه خود ببر</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">بگذار من هم بوی بهشت را از سرزمین کربلا حس کنم</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">خودم ندیدم اما می گویند حال و هوای عجیبی دارد </span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">می گویند آدمی عاشقتر می شود</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">حسینم&#8230; </span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">تو را قسم به ماه محرم  </span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">به همین ماه عزیز مرا باخود ببر </span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">بعد از این دنیای تنگ و دلگیر</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">دیگر نمی توانم آسوده باشم </span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">منتظر می مانم </span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">می دانم صدایم می کنی</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14pt; line-height: 18pt; font-family: IRANSans, arial, helvetica, sans-serif; color: #333399;">اگر دلم به سویت پر بکشد&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;"> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/صدای-کاروان-ارباب-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/صدای-کاروان-ارباب-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://baranepaeezei.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=665624</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
